X
تبلیغات
دل نوشته های یک دختر دم بخت

دل نوشته های یک دختر دم بخت
" هزارتا عشق ِ دم بخت منتظر یه پا گشاست "

 با احترام به جوزاهای دنیا :)

 ما تنها ادمهایی هستیم که میتوانیم در برابر مدعیان شناخت شخصیتمان ...چشمانمان را تنگ کنیم بعد یواشکی نیشخند تحویل بدهیم ...ما تنها آدمهایی هستیم که ابر و باد و مه و خورشید و فلک را همینجا ..میان دستهایمان با هم جا می دهیم ...ما تنها ادمهایی هستیم که همه ی طالع بینی های بزرگ دنیا اقبالشان را در برابر " متفاوت بودنهایمان " پس داده اند

ما تنها ادمهایی هستیم که زمین به یمن حرارت وجودمان به استقبال " تابستان " می رود ...ما تنها ادمهایی هستیم که " بهار" با همه ی زیباییهایش تنها به رخصت وجود ماست که سر ریز می شود ...ما تنها ادمهایی هستیم که با یک " گل " هم بهار میکنیم ...ما تنها ادمهایی هستیم که تعلقی محض داریم به پر حادثه ترین ماه دنیا !!

همین دنیا چیزی  کم داشت اگر خرداد ماهی های چند شخصیتی ِ دوست داشتنی نبودند ..من هر سال همینجا بیاد مستر افشین می نویسم که ادمها تنها دو دسته هستند یا خرداد ماهی اند ..یا آرزو دارند خرداد ماهی باشند :)

 تو !!

هرگز  بازنده نیستی ....تو  یک مبارزی ...شادی ....آزادی ....خوشبختی و کامروا :)

تو !!

برای معجزه های بزرگ زندگی ات ...به خودت ...خدایت ..اعتقاداتت ....ایمان داری :)

تو !!

رسالتت در زندگی " آموختن و خوب بودن " است ...مهم نیست چقدر زیستن که کم باشد یا بیش ..مهم این است که خوب زیستن و چگونه زیستن را بیاموزی :)

 تو !!

 نکند رویاهایت را فرو گذاری ..می دانم بر آنی که کار را به پایان برسانی ..شاید بفرسایی و بخواهی رها کنی ...گاه تردید کنی که به این همه می ارزد ؟؟....اما من !! به تو ایمان دارم و ندارم هیچ تردیدی ...که پیروز خواهی شد اگر بکوشی ...و تو پیروزی :)

 تولد یعنی تو آن آدم قبلی نیستی !!

 

.

.

.

.

.حنابندان سبز بهارم ...یک خرداد ماهی تمام عیار ... تولدم مبارک :))

 

پ .ن 1: خدایا ..خوشبختانه وجود تو سایه بان تمام ِ ناتمام من است ...چون تو هستی به سبز بختی هر لحظه ام امید دارم :)

 

پ .ن 2: حضرت خورشید !! ....سپرده ام به تو ...خودم را ..زندگی ام را ...حتی سرنوشتم را ...ایمان دارم که تو هوای همه ی خوش و ناخوش احوالاتم را داری ...که همه ی نا ممکنهای دنیای من به یمن برکت پنجره فولادت به اجابت ممکن ها میرسند ...سرمستم که شب میلادم به شوق بودن تو  و ارادتم خوش بینم به آغاز سال نویی از زندگی ام :)

سلام بر زندگی :)))

 

 برام آرزوهای سبز کنید ...من به شکفتن صدای شما به درگاه اون بالایی هم ایمان دارم :)

دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 | 0:47 | مهسا |

درست شبیه ادمی میمانیم که خون دوباره به وجودش تزریق شده ...ما چقدر تشنه بودیم خدا ...و حالا خوشحالم :)

راستش هیچ انتظار ندارم که ایران تبدیل شود به یک مدینه ی فاضله اما امیدوارم روزی که دستتان را به نشانه ی خداحافظی از مسند قدرت بالا گرفتید ..همه ی ما با رضایت برایتان دست تکان بدهیم و میان یک قاب پر از افتخار لبخند رضایت به یادگار بر جا بماند ..لا به لای تمام تاریخ ایرانی که دوستش داریم !!

کاش دولت تدبیر و امید ...امید یکی مانند مرا که با خط شکسته نوشتم " آقای دکتر حسن روحانی " نا امید نکند...کاش رنگ نمادین " بنفش " تک رنگی خاص از رنگین کمان زیبای کشورمان باشد ...فصلی  نو برای جوانه زدن تک تک آرزوهای ما جوانها که با امدنت امید به رویش داشتیم !!

حالا که آمده ای دکتر ..تو را به خدا دل بده ...ببین ما گاهی میمانیم از سر شکم سیری دلمان برای دادن تکه ای گوشت برای گربه های محل بسوزد یا کارگری که به عمو جان گفته بود 4 ماه است بچه هایم گوشت ندیده اند ...تو را به خدا دل بده دکتر من با همین جفت چشمهایم دیدم مردمی را که برای برنج خریدن صف کشیدند ...ما یاد روزهای جنگ افتادیم ....تو را به خدا دل بده دکتر ...داداشم میگفت ...یکی امده ضجه زده که سرپرست دو خانواده است و بیکار ...تا دلت بخواهد از این یکی یکدانه ها داریم ...که به هزار و چند جا سپرده اند برای کار ....تو را به خدا دل بده دکتر ...اینجا اجاره خانه ها سر سام اور است ..خبر داری چند پدر شبها بزرگترین معجزه ی ارامششان نیم ساعت چشم بر هم گذاشتن است به دور از فکر اجاره خانه ؟؟؟

تو را به خدا دل بده دکتر ...چه دختر و پسرهایی که عمرشان دارد میگذرد به جرم عشق داشتن و نداشتن همه ی آنچه برای یک زندگی لازم است ..شما غریبه نیستید ...ببین ما عزت نفس داریم ...به خدا خوشایند نیست برایمان پول تو جیبی مان به لطف جیب پدر و مادرهایمان باشد ..چه برسد خرج زندگی مشترکمان ..درد دارد دکتر ..درد دارد !!

تو را به خدا دل بده دکتر ..ما بغض فرو میخوریم از درد اعتیاد هم سن و سالهایمان ...از چهره های افسرده و غمگین ....از روانشناس ها و روانپزشک ها و متخصص های مغز و اعصاب که مطبهایشان امروز شلوغتر از دیروز است ....تو را به خدا دل بده دکتر ما یک روزهایی قلیون می کشیدیم و سیب گاز میزدیم از سر شوق ...حالا تب و تابمان شده است قیمت دلار و سکه ...و خدا نکند وقتی بالا برود ته دلمان میلرزد !!

تو را به خدا دل بده دکتر ...بی اعصابیم با هم سر جنگ داریم ..یک چیزی توی زندگیمان کم است من بارها از خودم می پرسم که ما خدا را کم اورده ایم یا خدا ما را ؟؟ ..واقعیت این است که داریم رنگ میبازیم به لطف اسلام نمایان ...انسان نماها ..ارزش نماها ....تو را به خدا دل بده دکتر ...مریض هایمان روی تخت بیمارستان از درد جسمی نمی میرند درد نداری همه ی ما را از پای در اورده !!

تو را به خدا دل بده دکتر...به من با تمدن چندین هزار ساله ام اهانت شد در سرزمینی  که اعرابش هنوز مهر جاهلیت به تن دارند .تو را به خدا دل بده دکتر به مردمی که داغ حاجی شدن به جرم نداری امسال بر دلشان ماند ...من خودم اشکهای عموجان را دیدم در پس یک نقاب مردانه !!

تو را به خدا دل بده دکتر به ما ...دکتر دیدی مستند رقیبانت را ؟؟ ...دکتر مردم آغا جاری یک لحظه از درد ما بودند ....دکتر تو را بخدا دل بده ...زیاده نمیخواهیم ...فقط مساوات برابری عدالت ..دکتر آب ما را تا قم و اصفهان بردند گفتند بزرگترین پروژه ی اب رسانیست ...نوش جانشان ..اما بی انصافها نگفتند هم ولایتی هایمان دست و پنجه نرم میکنند برای اب خوردن ...اهواز ..ابادان ...اب درستی برای خوردن ندارند ..دکتر تو را به خدا شما بگو ..اهواز نزدیکتر است به ما یا قم ؟ ابادان نزدیکتر است یا اصفهان ؟؟؟ ...ما نفس میکشیم میان انبوهی از خاک ...جز ناقابلی اگر برسد به تهران اول از همه تهران باید تعطیل بشود ...ایران فقط تهران است دکتر ؟؟؟...سهم ما از نفت و گاز و پتروشیمی ها فقط الودگیهایش باید باشد ؟؟ ...سهم ما از 8 سال موشک باران و جنگیدن باید همین باشد ؟؟؟ ....زیاده نمیخواهیم دکتر ...فقط حقمان ..فقط برابری فقط  عدالت ...تو را به خدا دل بده دکتر ..به اینجا که زرستان است و رنجستان !!

 تو را به خدا دل بده دکتر ...به خیلی ها که گزینه های زیادی برای رفتن دارند ..کانادا ..اتریش ...مالزی ...استرالیا ...که خوب میدانند هیچکدامشان یک وجب از خاک ایران نمیشود ...تو را به خدا دل بده دکتر ...به بچه هایی که کمک خرج پدر هستند ...و ما افتخار دیدارشان را داریم وقتی برایمان فال میگیرند با مرغ عشق هایشان ...سر چراغ قرمزها ..مشتاق دیدارشانیم وقتی نرگس و رز می فروشند ...بعد یک اسکناس بیشتر حساب میکنیم و پیش خودمان بغض میکنیم یواشکی ....تو را به خدا دل بده دکتر ...به

این مردم ....به این ملت که به حقانیت خدا قسم نجابت دارند ...که اعتمادشان حالا میان دستهای شماست ...دل میلیونها ایرانی دیروز به عشق بودن شما تپید ...دکتر بر مسند قدرت تپش های قلب ما را فراموش نکن !!

شدند " هجده میلیون و ششصد و سیزده هزار و سیصد و بیست و نه رای " ..فکر کنم کافی بود ...گوارای وجودتان ...که منتخب ما هستی ...ما لبیک گفتیم و بر عهدمان ماندیم ...هیچ دلم نمیخواهد 4 سال دیگر اگر عمرم به این دنیا بود بیایم و بنویسم " هزار وعده ی خوبان یکی وفا نکند " ...که یعنی دکتر الوعده وفا ....ما همین را میخواهیم تا شادیهایمان تکمیل شود !!

 مبارکت باشد دکتر ...ما قدمهایمان را به شوق بودنتان برداشتیم ...الهی قدم های شما هم برای ما پر از خیر و برکت باشد ...به یاری خدا  :)

زیاده عرضی نیست ..تمام جسارتهایم را بر پر درد بودن دلم و لبخند مهربانتان ببخش لطفا" ...خدای همه ی هفتاد و چند میلیون  ایرانی با شما باشد ....فقط همین عزیز دلم ...فقط همین !!

 

پ .ن 1: دست من بود که دکتر عارف معاون اول ...دکتر رضایی وزیر اقتصاد ...دکتر غرضی وزیر نفت ....دکتر ولایتی امور خارجه ...دکتر حداد وزیر اموزش و پرورش ..دکتر قالیباف مسکن و شهر سازی ...چیه ؟؟ میخواید بگید خدا رو شکر که دست من نیست ؟؟؟؟ :دی ..واقعا دلم میخواست از همشون استفاده بشه توی دولت جدید ..مخصوصا دکتر رضایی ..واقعا حیفه اون ایده ها بدون استفاده باقی بمونه !!

 پ .ن ۲: با احترام به همه اونایی که حماسه سازیشون تیتر اول همه ی روزنامه ها بود :

شمالم تا جنوبم عشق چه خاک و گندمی دارم

صدام یاری کنه باید بگم چه مردمی دارم

بگم این حق هیچکس نیست که با ثروت فقیر باشه

کسی که فرش میبافه نباید رو حصیر باشه

اگرچه سختی از انسان یه کوه درد میسازه

ولی از مردم ما درد داره یک مرد میسازه

نگاه کن بچه های کار چه جور تو اب و اتیشن

تو این روزهای سخت کمک خرج پدر میشن

من و تو مردمی هستیم که گنج از رنج میسازیم

به این تاریخ خورشیدی به این فرهنگ مینازیم

من و تو مردمی هستیم که اینده تو مشت ماست

که از هفتاد نسل قبل هزاران اسطوره پشت ماست

چه مردمی دارم

چه مردمی دارم

چه مردمی دارم ....

یعنی عشق میکنم تصاویرتون رو می بینم ....عشق میکنم اینجوری گل کاشتید ...عشق میکنم کامنتهای خصوصی و عمومیتون رو میخونم ...به امید روزهای خوب برای هممون :)

 

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 | 1:47 | مهسا |

دم همتون داااااااااغ :)

 تا کور شود هر انکه نتواند دید :)

رای دادم از نوع تپلش :دی ...هیچی دیگه بابام جان ما هی با هم حرف زدیم هی گفتیم اخرش که چی؟ به کی رای بدیم ؟ بعد به نتیجه ای نرسیدیم بین دو تا کاندید مورد نظر..این شد که تصمیم گرفتیم دو تامون به هم ولایتیمون رای بده ...دو تا مون به شیخ  ..اینجوری هم برابری و برادری رو رعایت کردیم ...هم هر کدومشون انتخاب شد ذوق میکنیم :دی

شریک هم خودمو کشتم راضیش کنم که نشد هی گفتم بیا حماسه بساز قبول نکرد ..گفتم شوما جسارتا" حماسه ساز  نیستی ..این شد که خودم تنهایی رفتم حماسه آفریدم ...بعد ایشون ده دقیقه مونده به تموم شدن رای گیری تشریف بردن رای دادن ...بعد من فهمیدم زرشک !!..اشتباه کردم ...ایشون مرد حماسه ساز دقیقه ی نود هستن ..بلههههه ..اینهههههههه :دی

 خب رو کنید ببینم ...کیا امروز حماسه ساز شدن ؟؟؟؟ :)))

 من ساعت 3 ظهر رفتم رای دادم یعنی اوج گرمای جنوب ...ساعتی که هیچ موجود زنده ای حاضر نیست از خونه بزنه بیرون ما کار داشتیم گفتیم بریم رای هم بدیم دیگه..اما ملت اومده بودن و داشت به جمعیت اضافه میشد ...خیلی از ما سختی تحمل کردیم اما از ته قلبم خوشحال شدم که خیلی ها اومده بودن ..این واقعا تحسین برانگیز بود ..با یه دنیا ارزوی خوب رای رو انداختم ...من وظیفه امو انجام دادم ..امیدوارم هرکسی هم که انتخاب شد وظیفه شناس باشه و قدر ملت رو بدونه با دلسوزی کار کنه ..ایشالا :)

 با پری گل و احتمالا" ارام جونم شاید بشینیم واسه ارشد برنامه ریزی کنیم ...گفتم از اول تیر رسما" شروع کنیم ...یه سری از کتابهامو پسر خاله جان از تهران فرستاد ..بقیه رو هم احتمالا تا یکی دو ماه دیگه میاره ..حالا فعلا از همینا شروع میکنم تا اونا هم برسن :)

اخیرا" متوجه شدم بین خصوصیتهایی که من باهاشون مشکل دارم " بی عرضه بودن" واقعا روی اعصابه منه ...اینجور ادما خیلی زود منو نسبت به خودشون دلسرد میکنن...گاهی نگران روابطمون میشم حس میکنم با اینجور ادما به بن بست میرسم !!

دلم قارچ زغالی میخواد با سس سیر ....راستی چرا من از سیر و پیاز بدم نمیاد ؟؟...اتفاقا جفتشون رو دوست دارم مخصوصا سیر ...اصلا یکی از مورد علاقه هام سیر و ماست خوردنه ...درست مثل مرغ خوردنم ..دیدید خیلی ها فقط ران میخورن؟؟ ما توی خانواده ی خودمون هم داریم ...ولی من واقعا تفاوتی بین قسمتهای مختلف مرغ نمی بینم ...هرچی باشه میخورم ...وای خب من  گرسنه ام شده ...همه چی هست توی یخچال اما اون چیزی که میل من باشه نیست...نامرداااا هرچی بوده هم غارت کردن  :(

شریک اینا یه عادت باحالی دارن کافیه یکیشون گرسنه اش بشه ...ساعت دو شب هم که باشه خیلی ریلکس با هم یه چیزی سرخ میکنن میخورن ..اما خونه ی ما از این خبرا نیست ...یکی از لذتهای منو شریک اینه که مثلا ساعت 3 صبح بندری درست کنیم با هم بخوریم :دی ...خداییش چه حالی میده !!

 وای گرسنمه خب چه هوسها که نکردم :دی

 

پ .ن ۱: اخی ...من دارم تایپ میکنم شریک منتظره بخوابیم ..من برم دیگه واقعا عذاب وجدان گرفتم :دی

پ .ن ۲: دقت کردید تا من خواستم پرشین بلاگی بشم ..پرشین داغون شد؟؟...امروز یه پست نوشتم اونجا اصلا نشون نمیداد ..صد رحمت به بلاگفا ...هرچند من بلاخره کوچ میکنم اونجا :(

شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 | 2:39 | مهسا |
 

علما ..فضلا !!

توی پرشین بلاگ چطوری کامنتها رمزی میشن؟؟؟...بدجور به محیط بلاگفا عادت کردم ولی خب شاید مهاجرت کنم ..وبلاگ ساختم اونجا ...با همین اسم ..همین قالب ...چرا پیدا نمیکنم که کجا میتونم " درباره ی وبلاگ " بنویسم؟ ...یا کامنتهامو رمزی کنم ؟...اصلا مهاجرت کردن چقدر سخته ها ..دقت کردید؟؟...بعد من و شریک به کانادا و استرالیا و مالزی فکر میکنیم ...تازه ژست هم میگیریم که همه ی گزینه ها روی میز است

اها !!

خواستم بگم اون آقای خوشتیپی که دیروز توی استادیوم وقت بازی ایران - لبنان ...وقتی همه داد و فریاد میزدن دو دو دو ایراااااااااان ...میگفت دو دو دو مهسااااااا ....شریکم بود ...داشت بنده ی حقیر رو تشویق میکرد !!!

یه همچین شریکی داریم !!

این شیطنتها و سرزندگیهاش رو بی نهایت دوست دارم ...منم سر ذوق میاره :)

 

پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 | 2:7 | مهسا |

 بعد از دو روز پیش با خودم هی دو دو تا چارتا میکنم ...که تا اخر هفته تماس بگیرم با آبجی بزرگه ی شریک خان جان و خیلی جدی باهاش حرف بزنم ...بعد خوب میدونم که طرفم کم کسی نیست یکم ته دلم میلرزه ..بعد میگم خب منم  از زبون کم نمیارم ..فن بیان منم خوبه ...حالا شاید سرهنگ نباشم ...اما بلاخره اون شیرههههههه رو که هستم :دی...ابدا" نباید بخاطر خودم بترسم ...ترس برادر مرگه و ادمهای بی عرضه و ترسو محکوم هستن به مردن !!

هی دارم توی ذهنم حرفامو بالا پایین میکنم ...باید دید چی میشه ..خیلی ذهنم درگیره ...خیلی...شایدم فعلا بی خیال بشم تا ببینم شریک تا شنبه چیکار میکنه ..بعد مامان جونه شماره ی خونمون رو خواست بدیم بهش؟؟...اما نه بهتره اول خودمون با همدیگه حرف بزنیم نه؟؟...شریک " رها " رو هیچ رقمه نمیده اجاره ...و خب با هم بحث میکنیم در موردش ..به قدری خالی موندن رها روی اعصابمه که قابل گفتن نیست...بنده خدا شریک چقدر تحمل میکنه منو !!

 تا وقتی خبری نبود اروم بودیم ..اما حالا افتادیم روی دور استرس و چه میشه و چه کنم ها ...بعد انقده هم سر خوشیم ..که میشینیم برای سه سال دو نفره بودنهامون برنامه ریزی سفر میکنیم ...با مشهد شروع میشه ...ماسوله ...سنندج ...شیراز ..اصفهان ...تبریز ...بندر عباس ...شریک برای سالگردهای ازدواجمون برنامه ی رستوران و عشقولانه بودن میریزه حتی :دی ....خدایا این سرخوشی رو از ما نگیر :دی :))

میگه مهسا تو بهترینی تمام تلاشم رو میکنم که بهترین تیپ بهترین خونه و بهترین زندگی رو داشته باشی ...این شاید یه جمله ی ساده باشه اما من باهاش پیچیده ترین لحظه هام رو شاد میگذرونم ...سکوت میکنه و فکر میکنه متوجه نمیشم که تمام دغدغه ی این روزهاش خوشبختیه منه :))

اهواز که بودم داداش مسعود فاکتور خرید یخچال و یه سری چیزای دیگه رو که مونده بود پیشش  داد به بابا ...عزیز جون از بابا گرفتشون گفت اینا رو بزار دست من بمونه تا ایشالا وقت جهیزیه بردنش دو کلوم با شوهرش کار دارم  ...تو نباید جهیزیه بدی باید جهیزیه بزارن روش که ببرنش ...اینا رو از سر لطف و محبتش میگفت عزیز ...ولی در هر صورت فاکتور پیشش موند ...دلم میسوزه گاهی برای شریک که بین ما غریبه و خیلی ها باهاش دو کلوم حرف دارن :دی ...عزیز گفت پارسال همین موقع ها یادته ؟؟ مهسا اومدی اینجا حلالیت خواستی و خداحافظی کردی بری مکه ....امسال همین موقع اینجایی و داری جهیزیه میخری ...سال اینده همین موقع اگه زنده بودم منتظر کارت دعوت عروسیتم :)

یعنی من مردم از خوشی با همین جمله ...واقعا اینجوریه پارسال نیمه ی شعبان زائر خونه ی خدا بودم ...امسال درگیر جهیزیه خریدن ...سال اینده امیدوارم خدا بنا به مصلحتش بهترین تقدیر رو رقم بزنه :))

 یخچال فریزر دوقلو زیمنس خریدم ..ال جی خیلی ها ناراضی بودن اما از سامسونگ بیشتر تعریف شنیدم ...قبلا هم گفتم متاسفانه امتیاز بعضی از محصولاتشون رو فروختن موتور چینی دارن که به اسم کره میفروشن من یکبار دست به جیب میشم و حقیقتا خب یا بد پول بابت چیزی نمیدم که یکی بگه خوبه ده تا بگن بد .کلا دقت کردم توی دو تا محصول ال جی سامسونگ از ماشین لباسشویی و ظرفشویی میگفتن ال جی از یخچال و تلویزیون میگفتن سامسونگ ..میگفتن ساید سامسونگ خوبه ..که من بر خلاف میل شریک که عاشق ساید بود و میگفت اصلا تو یخچال نخر خودم ساید میگیرم ..این کار رو نکردم ..ساید علاوه بر اینکه جای زیادی میگیره توی اشپزخونه و عملا" نمیتونید بنا به هر تغییری توی دکوراسیون اشپزخونه اونو جا بدید ..خودش هم حجم کمی میگیره ...این برای منی که غربت نشین هستم و یخچال و فریزرم پر میشه از اون چیزایی که توی شهر ما هست و توی تهران نیست یعنی فاجعه !!

 

 پ .ن 1: من شوق رو در صدای بزرگمردی میبینم که لباسهای شیک میخره و به فکر یه کت تک خوشگله واسه یکی از قرارهای خواستگاری که با پیراهنش ست بشه و میگه میدونی مهسا دیگه این لباسها جون میده واسه خواستگاری :دی ..هیچم نمیخوام بگم همکارهاش هی میپرسن لباسهاتو از کجا میخری :دی ....یادتونه چقدر نالیدم توی وبلاگم که شریک دست از سر تی شرت و شلوارهای لی و جینش برنمیداره ؟؟...خب حالا تا سوپری سر کوچه هم بخواد بره با پیراهن مردونه میره :دی هرچند هنوز نهضت تی شرت پوشیدنها کم و بیش ادامه دارد :دی ..چند روز پیش با وب کم داشتم توی خونشون دید میزدم ..شماها که نمیدونید این دید زدنها چقدررر حال میده و چقدرررر سوژه است بابا جونه رو دیدم به شریک گفتم ماشالا باباجونه از شما خوشتیپ تره ....ترکید از حسودی ...دیگه نمیخوام بگم پاش باز شده به متخصص پوست و مو حتی :دی ...بلههههههه ادم که الکی دوماد نمیشه :دی

 پ .ن 2: بعد من عصبانیم ...بعد سکوت میکنه صدای خنده ی یواشکیش رو میشنوم ...بعد با اون لحنش میگه خدااااا من از دست زبون این چیکار کنم ...این چه اتیش سرخیه ....دستمو میگیرم جلوی دهنم تا صدای خنده ی یواشکی منو نشنوه ..اخرش طاقت نمیارم و قهقهه ی خنده ام میره بالا ....همیشه همینطوره ...ته بحث و عصبانیتمون به لطف وجودش قهقهه ی خنده است :)

سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 | 14:0 | مهسا |
شنبه هجدهم خرداد 1392 | 23:2 | مهسا |
دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 | 5:0 | مهسا |
یکشنبه دوازدهم خرداد 1392 | 0:38 | مهسا |

خب این روزا خیلیا در مورد جهیزیه میپرسن ...گفتم بیام یه پست کلی بنویسم ...امیدوارم به دردتون بخوره ..لطفا" هرکسی هم هر اطلاعاتی داره بگه این خیلی خوبه با هم تبادل اطلاعات کنیم !!

واسه جهیزیه خریدن لیست تهیه کنید و هر کالایی رو اولویت بندی کنید ..یه سری از کالاها هستند که خیلی بیشتر استفاده میشن پیشنهاد میکنم تا جایی که توانایی مالیتون اجازه میده اینها رو مارکهای معروف و خوب بردارید ...ببینید قدرت خرید همه ی ما پایین اومده این شامل همه ی ما میشه از ثروتمند تا فقیر ...خودمون که از وضعیتمون اگاه هستیم دیگه ...اگه توانایی مالی دارید یه کوچولو  نگاهتون رو اقتصادی کنید ...این اقتصادی شدن به هیچ عنوان مادی گرایی نیست شما باید از کوچکترین موقعیتهاتون فرصتهای بزرگ بسازید ...من خودم درست یا غلط با این فکر رفتم جلو ...که الان تا جایی که به بابا فشار نمیاد و در حد توانمون هست بعضی از کالاهام رو مارکهای خوب بردارم ...بعدا" هزینه ای رو که بخوام بابت عوض کردنش بدم یا تعمیرش یا اینکه حتی بگم برام تکراری شده رو جای دیگه ای سرمایه گذاری میکنم که طبیعتا" خیلی به نفعمه !!

آدمی نیستم اساس زندگیم رو با مد و مدگرایی بنا کنم ...جاروبرقی دیدید تولید بشه که بجز جارو کردن لباس هم بشوره؟؟ ...یا لباسشویی دیدید که بجز لباس شستن فرش هم بشوره ؟؟ ..والا ما یه جاروبرقی ناسیونال داریم که از وقتی به دنیا اومدم اینو دارم میبینم عین جت هم داره کار میکنه ..مدش هم نرفته ...صد تا جاروبرقی مثل مال جهیزیه ی خودمو هم حریفه !!

به جرات میگم بین کالاهای خارجی تا ایرانی تفاوت هست میدونید مثل این میمونه که دو نفر کنکور بدن یکیشون رتبه ی یک فلان دانشگاه میشه توی تهران حقوق میخونه..یکیشون هم رتبه اش مثلا 900 میشه بازم حقوق میخونه اما  یه دانشگاه دیگه یه شهر دیگه ...جفتشون لیسانس میگیرن جفتشون حتی یک درس مشترک میخونن اما اون استادی که مو سفید کرده و صاحب دهها مقاله و کتاب و اثر هست تدریسش خیلی متفاوته با کسی که مهر فوق لیسانسش هنوز خشک نشده ممکنه اون استاد مو سفید نکته ای رو یاد بده که اون استاد جوون توی کل دوران تحصیلش بهش نرسیده باشه .بنابراین خود به خود سطح اون دو نفر تفاوت هایی پیدا میکنه .. البته این شامل همه ی کالاها و حتی استادها و حتی دانشجوها نمیشه همیشه استثناهایی وجود داره !!

از یه فروشنده در مورد کیفیت جاروبرقی بوش تا پ ا ر س خ زر بپرسید اگه کار درست و با تجربه باشه حتما از شنیدن سوالتون میخنده ..چون مقایسه ی این دو مثل  مقایسه ی دارایی مادی منه با ثروت مادی ملکه ی انگلیس :دی ...می بینید حتی قابل مقایسه نیستیم با هم !!

اگه همسرتون یا شریکتون خونه داره و خیالتون از بابت مسکن داشتنتون راحته لطفا" خیلی دقت کنید که خرید و جهیزیه تون مطابقت داشته باشه با خونه ای که دارید ..ادم توی یه خونه کوچیک نمیره کلی وسیله جا بده ..که هم بعدا" شلوغی بره روی اعصابش ...و فردا پس فردا که زندگیش گسترش پیدا کرد از اضافه شدن یه قاشق داد و فریادش بره بالا که جا ندارم !!

سلیقه ی خودتون و همسرتون رو در نظر بگیرید اینکه چه سبک زندگی رو می پسندید ؟؟ یه زندگی ساده ی کلاسیک ؟؟ یه زندگی سنتی خوشگل ؟؟ یه زندگی معمولی اما با سلیقه ی خاص خودتون ؟؟...به مدگرایی اهمیت میدید ؟؟ ..هیچ اشکالی نداره هر ادم تفکرات خاص خودش رو داره ما باید یاد بگیریم به سلایق و تفکرات هم احترام بزاریم ..بعضیا دلشون میخواد هر سال از خوب تا بد زندگیشون رو تغییر بدن اگه اینجوریه الکی هزینه نکنید چون اون وسیله دیر یا زود خوب یا بد عوض میشه !!

به رنگها اهمیت بدید به اینکه روحیه تون رنگهای شاد رو می پسنده؟ یا رنگهای تیره صرفا" بخاطر مد ؟؟...من اغلب وسایلم رو سفید انتخاب کردم به چند دلیل اول اینکه سفید رنگیه که همیشه ی خدا مد هست و هر رنگ دیگه ای بهش میاد ...بعد اینکه سیلور خریدن علاوه بر اینکه اشپزخونه ی ما رو تیره میکرد اصلا پسندیده ی ما نبود ...رنگ های سیلور بعضی هاشون تیره و روشن داره من دقیقا" یادمه رفتم ماشین ظرفشویی بخرم یه سیلور دیدم که اصلا حس میکردم یه رنگ سبز باهاش ترکیب شده ...بعد اینکه همه چیز رو لزوما" نمیتونید سیلور بردارید چه بسا غذا ساز اصلا رنگ سیلور نتونید بخرید ..خب این چه ست شدنی هست ؟؟ ..یا حتی سیلور ست پیدا کنید اما بی کیفیت ایا ارزشش رو داره ملاک انتخاب رو " رنگ " بزارید ؟؟؟ ..اما سفید یه رنگیه که توی هر چیزی پیدا میشه !!

 تا میتونید تحقیق کنید چه جنسی با چه کیفیتی خوبه ؟؟ از ادمهایی که ازشون استفاده کردن ...داداش من ماشین ظرفشویی ال جی داره ..والا نه باهاش کشتی میگیرن نه باهاش فرش شستن همین چند وقت پیش رفت تعمیر و من عمیقا" خدا رو شکر کردم که ال جی نخریدم ...از یکی دو نفر هم سوال نکنید از چند نفر ..حتما هم بپرسید چه مدته ازش استفاده میکنید ؟ واقعا راضی هستید ؟؟ ..اینو هم صد البته در نظر بگیرید که بعضیا بخاطر اینکه انتخابشون زیر سوال نره و بخوان کلاس بزارن ...اگه ازش ناراضی هم باشن میگن عالیه اصلا کارخونه همین یکی رو واسه ما تنها ساخت ...هیچ وقت به یک فروشنده اعتماد نکنید یک روز رو بزارید فقط برای اینکه امار بازار دستتون بیاد ..قیمت بگیرید ...متاسفانه بعضی از فروشنده ها واقعا بی وجدان هستن ....یا حتی از نمایندگی های نصب یا تعمیرشون بپرسید ...بعد روز دیگه برید واسه خرید ...یادتون باشه ادم هیچ وقت پول زحمت کشیده رو الکی بر باد نمیده !!

سوال بپرسید ندونستن عیب نیست نپرسیدن عیبه ....منم خیلییییی از چیزا رو نمیدونم اما خیلی راحت می پرسم ...ممکنه یه جا بگن واااااااا یعنی اینو هنوز نمیدونستی ؟؟؟ اما عوضش صد جای دیگه وقتی در موردش ازم سوال میشه یا حرفش پیش میاد ...بی اطلاع نیستم حرفی برای گفتن دارم !!

جنسهای بدل و تقلبی و چینی های بی کیفیت توی بازار زیاد اومده تا جایی که میتونید از فروشنده های سرشناس یا اشنا خرید کنید ...موقع خرید فوری نرید بپسندید و پول بدید ..پول خرج کردن اسونه پول دراوردن البته از راه حلال سخته ..از فروشنده هر سوالی که میدونید گفتنش ضرورت داره بپرسید ...زیرکانه حرف بندازید وسط تافروشنده به حرف بیاد ..فراموش نکنید یک فروشنده ی سرشناس و معتبر هرگز یک کالا رو با اعتبار و ابروش الکی ضمانت نمیکنه !!

ملتمسانه ازتون میخوام رعایت جیب پدر کنید هیچکسی تضمین نکرده با یه جهیزیه ی خدا تومنی به خوشبختی رسیده و هیچکسی نمیتونه ادعا کنه با یک جهیزیه ی معمولی ادم بدبختی هست ..خوشبختی خیلی فراتر از این حرفهاست ...یادتون باشه هر پدری ارزوشه بهترین جهیزیه رو بده ..یا اگه قراره همسرتون جهیزیه بخره ..هر مردی ارزوشه بهترین زندگی رو داشته باشه ..اما بعضی چیزا حقیقتا" خارج از توانایی ماست ...بجای حتی فکر کردن به جهیزیه ی دیگران ...حتی مقایسه ی اون با داشته های خودتون .که فلانی چه جهیزیه ای داشت من نداشتم فلانی چی خرید من نخریدم ...چشم بدوزید به زندگیتون و تلاش کنید حاصل همون خونه زندگی معمولی افتخاراتی باشه که هرگز با هیچ وجه مادی بدست نمیاد !!

در ضمن هر جنس ا یرانی لزوما" بد نیست جنس داریم تا جنس ...کالا داریم تا کالا ..خواهش میکنم وقتی با یک جنس داخلی مواجه میشید اخ و پیف راه نندازید ...تولید داخل خودمون شرف داره به چینی ها ....من ماشین لباسشویی زیمنس المان برداشتم ....اما برای خرید پنکه یک پنکه ی پارس خزر ایرانی به قیمت 135 تومن البته قبل از عید خریدم که کیفیتش بالاتر از کیفیت پنکه هایی بود که روی همشون صد تا صد تا مارک بود در حالیکه ذاتا" همه چینی بودن !!

تاکید میکنم برای خرید جهیزیه حتما" خودتون برید ....این خیلی عالیه که از نظرات خانواده مثل پدر و مادر و خواهر و برادر استفاده کنید ...اما این شما هستید که قراره ازشون استفاده کنید ..شما و همسرتون پس به نظر خودتون احترام بزارید این باعث میشه دیگران هم نا خوداگاه کم یا زیاد به نظرات شما احترام بزارن  ...زندگی مشترک نه در رختخواب خلاصه میشه و نه کنار سفره ی غذا و نه در گفتن جملات عاشقانه یا پدر و مادر شدن ...این زندگی قراره برای هر دوی شما باشه ...حتی از همسرتون یا شریکتون نظر خواهی کنید حتی با هم برید خرید ..البته یادبگیرید مطابق با اخلاقیات همسرتون سیاست های خودتون رو داشته باشید و بهش یاداوری کنید پدرتون یا خودتون  در حد توانتون قدرت خرید دارید ...زندگی مشترک از بنیاد باید مشترک باشه ...گاهی وقتا استثناهایی پیش میاد منم پیش اومده مامانم یا بابام رفتن بیرون یه چیزی با ذوق خریدن و اومدن من کلی هم تشکر کردم  اما به هیچ عنوان در خرید تمام کالاها مخصوصا اونایی که بیشتر مطرحه بوده نزاشتم برن و تنها انتخاب کنن با اینکه خودمم بدون حضورشون هیچی انتخاب نمیکردم !!

اینکه پدر و مادر برن و بخرن و شما هم تکونی به خودتون ندید درست نیست ..از زندگیتون روزهای خاطره انگیز بسازید روزهای خاطره انگیز پوشیدن لباس عروس تنها نیست ..من کنار وجب به وجب جهیزیه ام یک دنیا خاطره دارم که از یاداوریشون کلی ذوق میکنم ...ادم محتاج مبارک باشه های دیگران نیست اما من از شنیدن همین جمله ها که خیرش رو ببینی ...مبارکت باشه ...چه خانوم خوش سلیقه ای ..خوش به حال شوهرت ...کلی ذوق میکردم ..چون ذات جهیزیه خریدن شیرینه وگرنه ادم برای بودنش و انجام کارهاش نیازی به تائید ملت اصلا نداره !!

اگه با همسرتون میرید خرید که خیلی عالیه و اگه مثل من شریکتون از دور نظارت داره حتی بعد از خرید یک قاشق بیاید و بلافاصله براش تعریف کنید که چی خریدید چه مارکی چه رنگی بزارید بدونه هر لحظه حتی اگر نباشه اما کنارتون حضور داره ..نظرش برای کوچکترین خریدی اهمیت داره !!

هر چیزی که خریدید نیاید به ملت نشون بدید که خوبه ؟؟ بده؟؟ برم یکی دیگه بخرم ؟؟ پس بدم ؟؟؟ ...اینجوری یکی میگه خوبه یکی میگه بده بعد توی انتخابتون تردید میکنید به خودتون شک میکنید  ...شما فقط از کسی بعد از خرید میتونید نظر بپرسید که حقیقتا صاحب نظر باشه ....اجازه ندید هر کسی برای خریدهاتون به خودش حق اظهار نظر بده ...کافیه شما عرصه رو برای اینجور ادمها باز کنید اون وقت برای مراسم عروسیتون بدون اینکه نظرشون رو بخواهید نظر میدن ...بعدش در مورد زندگیتون ...بعدش بچه تون ..یه سری ادم هستن هر طریقی رفتار کنی همیشه دهنشون بازه !!

ببینید بعضیا جهیزیه ی زیاد میدن اما سر و تهش رو بزاری رو هم 4 تا کالا یا وسیله ی درست و حسابی از اب در نمیاد ...خب چه کاریه ؟؟ کم بخر اما خوب بخر...نداشتی خوب بخری اشکالی اصلا نداره هیچ دلیلی نداره غصه ات بگیره ...کم بخر اما ابرومندانه بخر ..چند تا بخر که بدونی یه حداقل کیفیتی دارن !!

خب اینا چیزاییه که من تا حالا خریدم !!

** اسپیلت ( کولر دو تیکه ) ... ۲۴ هزار ...جنرال !!

** ماشین ظرفشویی زیمنس .....14 نفره !!

 **ماشین لباسشویی ...زیمنس .....8 کیلویی !!

 ** خرد کن ...زیمنس !!

** ابمیوه گیری ...زیمنس !!

 **کتری برقی ...زیمنس !!!

 ** غذا ساز ...15 کاره ..بوش !! ( توی پرانتز من اینو بگم هیچ وقت نرید یه غذا ساز چندین کاره بخرید ...مثلا من خرد کن و ابمیوه گیری رو جدا خریدم ...چون اگه خراب بشه شما عملا" کارایی بقیه چیزا مثل خرد کن رو از دست دادید ..بنا بر این جدا جدا بخرید خیلی بهتره ..هرچند جا گیر تر میشه ..هرچند کلاس اون چندین کارها ها بالاتره ...اما ارزشش رو نداره ....خود زیمنس یه غذا ساز فکر میکنم 21 کاره یا 24 بود دقیق یادم نیست داشت ..اما نخریدمش ...امیوه گیری و خرد کن رو همون زیمنس اما جدا برداشتم و غذا سازم 15 کاره بوش انتخاب کردم )

**جارو برقی ....بوش !!

** بخار شو ...ARIETE  !!!  ( مثلا این گرونتر از بخار شوی کن وود هست اما من خودم تجربه ی استفاده کردن از کن وود رو داشتم ..بعد از یه مدت استفاده اب رو به طور کامل بخار نمیکرد یعنی من دسته اش رو می گرفتم بالا اب جوش می ریخت رو دستم ..دقت کنید گفتم بعد از یه مدت استفاده یعنی بعضی محصولات هستن در طول زمان خودشون رو نشون میدن  )

**اتو ...تفال  !!

 **رخت اویز ..یونیک !!!

 **میز اتو ...یونیک !!

**چرخ گوشت ...پاناسونیک !!

 **پلوپز دلونگی !!

**قهوه ساز اسپرسو دلونگی !!

 **گاز صفحه ای ...شیشه ای ..5 شعله ..محافظ چدنی .... MIX   !!!

**فر تو کار ...شیشه ای ....MIX    !!! ( اگه مستاجر هستید اگه میدونید طرفتون مسکن نداره پیشنهاد میکنم تو کار نخرید چون هرجایی برید اجاره کابینتهاش رو مطابق با گاز و فر شما طراحی نکردن ..فرگاز ها البته تا اونجایی که من دیدم و به چشمم اومد همشون بی کیفیت بودن ..فقط یه مارک دیدم که خداییش خیلی بهتر از بقیه بود اونم اگه اشتباه نکرده باشم " ونوس " بود ...یادمه اون موقع میگفتن قدیمی هاش که اتفاقا خوشگل هم بودن بعضی از قطعاتشون ایتالیایی هست بقیه اش ایران بود ...به نسبت بقیه ی فرها گرونتر بود الان شاید حدود دو تومن باشه شایدم بیشتر ولی کیفیتش خوب بود )

** سرویس قاشق و چنگالم از ترکیه بود  اینجا راستش دیگه نرفتم دنبالش بدونم چه مارکی خوبه ولی یه جا قیمت گرفتم خیر سرم ببینم تخمینی مال خودم چقدر می ارزه که یه سرویس معمولی 400 بود !!

** ساندویچ میکر .... FELLER  !!

** اب پرتقال گیری دو قلو  ...FELEER  !!   ( این مارک فلر مارک بدی نیست المانی بود فکر کنم  متاسفانه توی اون پست های خونه تکونی هم نوشتم هرچی خریدم رو جا دادم توی کمد دیواریها و انباری در دسترس نیستن دیگه برم دقیق ببینم کجایی هستن ...اما فکر کنم المان بود ...حالا مهم نیست از این مارک بهتر زیاد پیدا میشه ...اما من نگرفتم ...چون میدونم از ساندویچ میکر استفاده ی دائمی ندارم واسه پلوپز و قهوه ساز هم همین کار رو کردم هرچند دلونگی مارک خوبیه امتحانش رو پس داده اما خب مارکهای بهتری هم بود من امار استفاده شدن رو در نظر میگرفتم  ....یا اب پرتقال گیری اینو خریدم ..توی غذا سازم هست اون مینی فودی هم که بابا برام خرید یه کارش همینه ..خب چه خبره دیگه ..والا !! )

 ** گوشت کوب برقی با همزن ...مولینکس ... ( اینم نخریدم اینو قبلا مامان دیده بود برای خودش خریده بود بدون استفاده هم موند ...حالا من بردمش :دی ...هیچم خجالت نمیکشم :)  )

 **چدن ... 21 پاچه...اکسل !! ( من خیلی دنبال این مارک بودم چون یکی از بهترین مارکهای چدن هست هیچ جا هم متاسفانه پیدا نکردم دیگه خریدم اما چون اشنا بود گفت اکسل جور شد اینو پس میگیرم و داداش گلم اکسل برام با دردسر  جور کرد ...من قابلمه های WMF از نزدیک ندیدم تا حالا ولی این چدن ها ته قابلمه البته از پشت سر  وسطش  همین حک شده...بعید میدونم اونا باشن اما یعنی ممکنه محصولی شبیه اونا باشن ؟؟؟؟ ..اینا المانی هستن اما 21 بودن دیگه یعنی سرویس من کامل نبود ..بعد چیکار کردم ؟ ..اها افرین از اون سرویس قبلی هرچی میخواستم جدا کردم :دی )

** واسه همین چدن هام ترکیبی از اکسل المان و زوپینی ایتالیا و یکی از ماهیتابه هامم بریگتون انگلیس یا المان شدن :دی ...خداییش من هرچی که خریدم به اندازه ی چدن ندیدم تقلبی و چینی توی بازار ریخته باشن ..یعنی روش زده بود المان اشنامون بودن خودشون میگفتن اصل نیست چینه !!

** چدن های سرامیکی  تا جایی که من میدونم ذاتا" چینی و سرطان زا هستن بیش از بقیه و کیفیت چدن ها ی قبلی رو هم ندارن واسه همین از روز اول دورش رو خط کشیدم !!

 **یه سرویس دیگه هم " کارال " میگیرم !!

 ** فعلا یه سرویس کفگیر هم گرفتم اونم یونیک ..اما یه دونه دیگه هم میخوام !!

**یه سرویس سینی خوشگل مجلسی از مکه گرفتم که خیلی دوستشون دارم اما خب یه سرویس دیگه هم میخرم !!

** یه فلاکس دو قلو از مکه گرفتم ...یه دونه فلاکس سنتی همونجا بود شبیه دله های قهوه بود اونم از مکه گرفتم ...یه دونه مسافرتی هم از مکه خریدم ...حالا مونده یه دونه تکی بگیرم !!

** یه سرویس  ست چهار طبقه ی مسافرتی گرفتم که البته اسمش مسافرتیه وگرنه طبقه هاش همه از هم جدا میشه و توی خونه راحت میشه ازش استفاده کرد ...انواع غذاها رو تا 72 ساعت گرم و سرد نگه میداره و حتی قفل کودک هم داره که وحشتناک دوستش دارم اینم از مکه گرفتم !!

** زودپز دوقلو ...کارولنس !!

** ترازوی اشپزخونه ...بریگتون !!

 ** بخاری نیک کالا ..طرح شومینه !!

 تا جایی که یادم میاد بین مهم ها فعلا همینا رو خریدم ...خیلی ها انتخابشون بهتر از منه ..مارکهای دیگه ای هم توی بازار هست ...توان و انتخاب ما تا اینجا همین بوده .سلایق شما تفکر شما نظر شما شاید کاملا مخالف این پست باشه ..نمیدونم شاید اگه منم بعضی چیزا رو قبلا نمیخریدم راضی نمیشدم بابا برام بخره مثلا ماشین لباسشوییم رو من سه تومن گرفتم دختر عموم میگفت شده چهار و خرده ای یا ظرفشوییم رو 2850 گرفتم الان ظاهرا شده حدود 4 تومن ..یعنی روی بعضی از این چیزا میلیونی قیمت رفته بالا ...بنابراین به این چیزایی که من نوشتم اکتفا نکنید ...خوب تحقیق کنید ...اول کیفیت رو در نظر بگیرید بعدش ظاهر ...بعضی چیزا واقعا قدیمی هاش کیفیتش شرف داره به جدیدش  ...هنوز جهیزیه ام خیلیییییییی چیزا کم داره ..همین امروز صبح هم رفته بودم دنبالش :)

 بهرحال از ته قلبم ارزو میکنم با خیر و خوبی جهیزیه بخرید ..خیرش رو ببینید و با یک دل شاد از همشون با نهایته خوشبختی استفاده کنید :)))

 

پ .ن 1: برای تمام دیشب ممنون ...برای تمام بودنت ...امروز صبح داشتم میمردم از خوشی وقتی من توی خیابون دنبال جهیزیه خریدن بودم و تو دنبال انجام کارهامون و اینده مون :))))

پ .ن 2: هیچ لحظه ای خوشایند تر از لحظه ی بیدار شدنم نیست وقتی خواب با  اس ام اس های عاشقانه ی تو از سرم بپره :)

 چقدر عاشق این روزهامم ..فقط درگیر زندگی خودمم ...دل مشغولیهای خودم ..انگار هیشکی توی دنیام نیست فقط خودم هستم و دوست داشتنی های خودم ..اصلا برام مهم نیست اطرافیانم دارن چیکار میکنن چی اتفاق افتاده خبر جدید چی شده ...فقط خودمم ...همین امشب بعد از نمازم ...نماز شکر خوندم بخاطر همه ی شادیهای این روزهام ..بخاطر حس عمیق خوشبختی که درست روی سجاده با ذره ذره ی وجودم حس کردم ...من ایمان دارم یکشنبه ی هفته ی پیش تعبیر همه ی سرنوشت منه ایمان دارم :)))))

یکشنبه پنجم خرداد 1392 | 21:44 | مهسا |
شنبه چهارم خرداد 1392 | 17:3 | مهسا |

درباره وبلاگ

اهل درسم... روزگارم بد نیست! جیب خالی دارم...خرده پولی... سر سوزن عقلی
دوستانی دارم بهتر از عزرائیل! درسهایی بدتر از تلخی زهر !!!
و کلاسی که در این دانشگاه است.جنب دستشویی ها...جنب آن سلف خراب..من یک دانشجویم...چشمهایم کم سو.. کله ام بی مو..درس کفاره ی من!
من جنون را هر دم در میان جزوه هایم می بینم...
در کتابم جریان دارد چرت..جریان دارد پرت..همه ی فکر و خیالم متزلزل شده است
جزوه هایم را وقتی می خوانم که امتحانش فرداست!!!
برگه ی تقلب را من با غفلت مراقب عزیز می خوانم پی خونسردی خود!!!
اهل درسم پیشه ام بیکاریست..گاه گاهی در می روم از توی کلاس تا سلف...تا که با خوردن دوغ و شکلات این دل سوخته ام خنک شود...چه خیالی...چه خیالی!!!
می دانم از پس ناچاری است..خوب میدانم آخر ترم کار من زاری است !!!

یک:بهتره اینجا..کسی به دیگری توهین نکنه و همه حد و حساب خودشون رو رعایت کنن حتی شما دوست عزیز....

دو: مطمئن باش توی دنیای واقعی آنقدر طلب کننده دارم که توی دنیای مجازی دنبال طلب شدن نباشم لطف کن توی اظهار نظر و قضاوت کردنهات تیز روی نکن

سه: اگه میدونی حضور یه دختر دم بخت توی وبلاگت و اظهار نظرهاش و مزاح کردنهاش واسه قندیل های کوچولوی ذهنت سوتفاهم ایجاد میکنه یا شئونات اسلامی اخلاقیتو زیر سوال میبره..مردونه بگو که توی عالم وبلاگ نویسی روی رفاقتت حساب باز نکنم

چهار : من اینجا فقط در مقابل دل نوشته های خودم مسئولم و نه افکار شما :)

پنج : با تقدیم همه ی احترامات باید بگم برای خوندن این وبلاگ منتظر هیچ کارت دعوتی از طرف من نباشید در ضمن لطفا اجازه بدید در لینک کردن یا نکردن مختار باشم به همون اندازه که شما در لینک کردن من مختارید :)
طراح قالب
امکانات وب