تبليغاتX
دل نوشته های یک دختر دم بخت
دل نوشته های یک دختر دم بخت
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ورنه پروانه ندارد ز سخن پروایی
 
امشب پر و بال داریم ....شور داریم ..حال داریم ..امشب توی این سینه دلی خوشا بر احوال داریم !!!
نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم مهر 1388 توسط مهسا |

 بزن مطرب که لیلی خونه امشب

پر از باد صبا افشونه امشب

 سر راهش گل بیارین پل ببندین

عزیزم پیش من مهمونه امشب

 اول و آخرش را که با هم جمع بزنی ...بعد هم با یک تفریق کم کنی ...نتیجه ی جالبی خواهی داشت ...یک مشت دلتنگی ...که حالا اگر ریاضیدان خوبی باشی ..یک جذر بزرگ هم از آن بگیری ...جذر بزرگت میشود لحظه ی دیدار ...من ریاضیدان خوبی نیستم ..اما او تا دلتان بخواهد ..هم حساب و کتابش خوب است ..هم ریاضیدان قابلیست !!!

 چند روز که نه ..چندین روزی بود که همدیگه را ندیده بودیم ...بماند که چند افطار به جای آب گرم و نبات ..ما با اشک افطار کردیم ..که البته  باور کنید شیرینیش به اندازه ی همان نباتی بود که وقت افطار هم میزنیم ...با یک تفاوت شیرینی نبات در آب جوش حل میشود و شیرینی تمام آن لحظه ها در وجودمان !!!

 بماند که چه مسائلی پیش آمد ...بماند که لامصب این دلتنگی گاهی آدمیزاد را از پا در می آورد ..حتی بماند ..بماند که در احاطه ی حباب سیاهی هم گرفتار شدیم ..که البته قول داده ..نیست و نابودش کند ..که من به او ایمان دارم !!!

 همه ی " بماند ها " همین جا بماند ..که حالا  حرف از پشت در ماندن ..همین بماند هاست ...مدتها بود که زل نزده بود در چشم هایم و بعد من برایش روانشناسی دست ها را تعبیر کنم ..مدتها بود سر یک غذا خوردن .."تو بخور " .." من نمیخورم " ...نگفته بودیم ..که  آخرش هم مجبور شویم باهم بخوریم ...مدتها بود در لیوان کسی حتی آب هم نخورده بودم ..او نبود که مرا ترک عادت بدهد و با بد جنسی لیوان هایمان را عوض کند و بعد هم قهقهه بزند ...مدتها بود که از دست تمام بد جنسی ها و شیطنت هایش به التماس کردن نیفتاده بودم ...اما حالا او هست ..با دنیای از حرفها و جملات که هر کدامشان از دیگری برای گفتن سبقت می گیرد ...با دنیای حرف گفته و نگفته ...و تمام این مدت که بهترین ها از لا به لای خطوط ارتباطی می گذشت ...مدتها بود که از لحظه شماری برای این تاریخ به شمار افتاده بودیم ...هزار بار این تاریخ را مرور کردیم ..هزار بار حتی برای غذا تعیین و تکلیف کردیم ..هزار بار هزار عادت را تکرار کردیم ..که  امشب در هزاره ی  شب های بی تکرار عمرمان ...هزار شب جلوه کند !!!

 پ .ن 1 : خدایا !! ..فکر میکنی مشکل من چیه که عادت نمیکنم ؟؟؟...کاش از این حکمتت سر در بیارم !!

 پ .ن 2 : گاهی وقتا یه لحظه ها و یه شب هایی هست که حتی حیفمون میاد جز شبهای عمرمون حسابش کنیم !!!

 پ .ن 3 : کهنه شراب ..کهنه شراب ...امشب بال و پرم بده ..حرف نگفته خیلیه جرات گفتنم بده ..امشب می خوام حرف بزنم ..خنده کنم ..گریه کنم ..لطفی کن ای ساقی می چندین برابرم بده !!!

 پ .ن 4 : سپید !! ..وبلاگت برام باز نمیشه هااااا !!!

 پ .ن 5 : شرمنده ام کامنت های  خصوصی  قبل بدون پاسخ  مونده ...می بینید که سرم شلوغه ...مهمون دارم !!

 

درباره وبلاگ

اهل درسم... روزگارم بد نیست! جیب خالی دارم...خرده پولی... سر سوزن عقلی
دوستانی دارم بهتر از عزرائیل! درسهایی بدتر از تلخی زهر !!!
و کلاسی که در این دانشگاه است.جنب دستشویی ها...جنب آن سلف خراب..من یک دانشجویم...چشمهایم کم سو.. کله ام بی مو..درس کفاره ی من!
من جنون را هر دم در میان جزوه هایم می بینم...
در کتابم جریان دارد چرت..جریان دارد پرت..همه ی فکر و خیالم متزلزل شده است
جزوه هایم را وقتی می خوانم که امتحانش فرداست!!!
برگه ی تقلب را من با غفلت مراقب عزیز می خوانم پی خونسردی خود!!!
اهل درسم پیشه ام بیکاریست..گاه گاهی در می روم از توی کلاس تا سلف...تا که با خوردن دوغ و شکلات این دل سوخته ام خنک شود...چه خیالی...چه خیالی!!!
می دانم از پس ناچاری است..خوب میدانم آخر ترم کار من زاری است !!!
یک:
بهتره اینجا..کسی به دیگری توهین نکنه
و همه حد و حساب خودشون رو رعایت کنن
حتی شما دوست عزیز....
دو: مطمئن باش توی دنیای واقعی آنقدر طلب کننده دارم که توی دنیای مجازی
دنبال طلب شدن نباشم لطف کن توی اظهار نظر و قضاوت کردنهات تیز روی نکن
سه: اگه میدونی حضور یه دختر دم بخت توی وبلاگت و اظهار نظرهاش و مزاح کردنهاش
واسه قندیل های کوچولوی ذهنت سوتفاهم ایجاد میکنه یا شئونات اسلامی اخلاقیتو زیر سوال
میبره..مردونه بگو که توی عالم وبلاگ نویسی روی رفاقتت حساب باز نکنم

mahsa_2007_k@yahoo.co.uk
آخرين مطالب
عجب صبری خدا دارد ...
صحن و سرای شهر ما بازشده بین الحرمین !!!
خیانت در امانت
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد !!
ماست موسیر ...تحقیق ...یلدا !!!
لعنت به دهانی که بی موقع باز شود !!!
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی !!
سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس ... تا پناهم دهد از وحشت عریانی ها !!
نم نم بارون بر دشت و بهارون بارون می بارَ ..عشق دلدارُم ...در بین دلدارون ...یارُم میایَ
دیگه چه خبر ؟؟
آرشيو
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
پيوند ها
میم ..مث مهسا
داداش امید
فاطی
بهار
داداش آدمین " هم ولایتی "
سجاد " هم ولایتی "
صبا
فریبا
سجاد " هم ولایتی "
روانی
اطلسی
ثمین
زابیل " هم ولایتی "
عمو حمید رضا
دیلماج
حمید رضا
نوشا " هم ولایتی "
آست
آرش
عباس
سحر " هم ولایتی "
سپید
سارا
مرضیه
آیناز " هم ولایتی "
گلابتون
مانی
رها
مینو " هم ولایتی "
مهتاب
اسمایلی
وهوومن
ندا " هم ولایتی "
پسرک
پيوندهاي روزانه
مجله ی روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
انجمن ایرانی روانشناسی
انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران