تبليغاتX
دل نوشته های یک دختر دم بخت
دل نوشته های یک دختر دم بخت
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ورنه پروانه ندارد ز سخن پروایی
 
دلت را " خانه ی " ما کن ..مصفا کردنش با من !!
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم مهر 1388 توسط مهسا |

 هیچ وقت فکر نمیکردم خونه خریدن انقدر سخت باشه ...شاید علتش این بوده که همیشه صاحبخونه بودیم ...هیچ وقت در مورد بنگاه و آژانس های مسکن و معاملات ملکی ..کنجکاوی نکردم ...هیچ وقت یادم نمیاد بابا در مورد یه مستاجر سختگیری کرده باشه ...هیچ وقت یادم نمیاد حتی پنج شنبه ..جمعه ها مون هم درگیر خونه دیدن و دنبال خونه رفتن گذشته باشه اما حالا چیزهای جدیدی رو دارم تجربه میکنم ...تلاش های جدیدی رو دارم لمس میکنم وقتی که انگار حتی برای داشتن یه سقف هم باید بجنگی و سهم خودت رو از دنیا بگیری ...وقتی وارد یه خونه میشی با یه نقشه ی جدید ...شومینه ...سرامیک های شیک ...رنگ و لعابی که چقدر ممکنه برات گیرا باشه ...چه حس خوبی رو تجربه میکنی ...یا وقتی که وارد یه خونه میشی که معمولیه معمولیه ...ساده ...اون موقع حس تو هم معمولی میشه اما یه تلنگر بزرگ به خودت میزنی ...و به خودت میگی " این چار دیواری خونه نیست که برامون رنگ و لعاب پس میده...این ماییم که بهش رنگ و لعاب میدیم " ...مهم اینه که اون سقف بشه سقف آرامشمون ...مهم اینه که با صفا و صمیمیت به دیوارهای معمولیش جون بدیم ..مهم اینه که خودمون گرم و پر حرارتش کنیم ...اینا شعار نیست خیلی ها رو دیدم مدرن ترین و مجلل ترین خونه ها رو دارن ..اما دریغ از یه جو مهربونی که توش پیدا بشه ...گرمایی حس نمیکنی ..انگار اون خونه یخ زده است ...بر عکس آدمایی رو دیدم که محقر ترین سقف ها و خونه ها رو داشتن اما زندگی هاشون چقدر وسیع بوده ..زیر سقف همون خونه ها چه دل های بزرگی بوده ...اون وقت همون خونه ی معمولی برات میشه یه کاخ پادشاهی و حتی از اونم با لبخند استقبال میکنی ...وقتی مجبوری شرایط کاری رو در نظر بگیری ...فاصله ای که از خونه ی پدری داشته باشید ...برای پیش بینی هزار اما و اگر و دلواپسی که یکی توی شهر غریب نزدیکت باشه که به فریادت برسه ...گاهی زورم میاد که ما برای فاصله ها هم باید پول بدیم ..وقتی هزار بار حساب و کتاب کنی ...هزار بار آمار صد تومنی های ته جیبت رو هم بگیری ..هزار بار حسابهای بانکیت رو چک کنی ...وقتی از سختگیری هاش حرص بخوری و هی بگی والا من به همون یه خوابه هم راضیم ...من به یه اتاق هم راضیم ...اگه حرفی بهت زدم ..اگه شکایتی کردم ...تو هرچی دوست داشتی بهم بگو !!!

 وقتی کاری از دستت بر نمیاد اما میگی ...روی قناعت من یه حساب ویژه باز کن ..اون وقت انگار یه کوه از روی دوشش برداشتی ...وقتی  یه نگاهی به یه گوشه از خونه میندازه و تو می فهمی چه نقشه ی شوم و پلیدی برات کشیده و  با هم خنده ی معناداری میکنیم و تو با تعجب به این میرسی که چه چیزایی به ذهنش میرسه ...حتی وقتی مجبوری میشی از خونه ای دیدن کنی که صاحبخونه قصد فروشش رو داره و مستاجرهایی که توش هستن دلواپس اینکه باید به فکر  اجاره ی خونه ی دیگه ای باشن و دنیایی از نگرانی ها رو براحتی توی چشمهاشون بخونی ..اون وقت از ته دل آرزو کنی کاش همه صاحب یه سقف از خودشون باشن ..حتی اگه یه سقف ساده و نم دار باشه !!!

 پ .ن 1)  خدایا !! ..فکر میکنی لازمه بهت بگم چقدر میترسم ؟؟؟

 پ .ن 2) شدیدا به دعاهاتون محتاجم ..من به خلوص دعاهاتون اطمینان دارم !!!

 پ .ن 3 : بلاگفا ..خیلی داره اذیت میکنه ..انقدر هم مشغله دارم که وقت آنچنانی براش صرف نکنم ..اما باور کنید بیادتونم !!

درباره وبلاگ

اهل درسم... روزگارم بد نیست! جیب خالی دارم...خرده پولی... سر سوزن عقلی
دوستانی دارم بهتر از عزرائیل! درسهایی بدتر از تلخی زهر !!!
و کلاسی که در این دانشگاه است.جنب دستشویی ها...جنب آن سلف خراب..من یک دانشجویم...چشمهایم کم سو.. کله ام بی مو..درس کفاره ی من!
من جنون را هر دم در میان جزوه هایم می بینم...
در کتابم جریان دارد چرت..جریان دارد پرت..همه ی فکر و خیالم متزلزل شده است
جزوه هایم را وقتی می خوانم که امتحانش فرداست!!!
برگه ی تقلب را من با غفلت مراقب عزیز می خوانم پی خونسردی خود!!!
اهل درسم پیشه ام بیکاریست..گاه گاهی در می روم از توی کلاس تا سلف...تا که با خوردن دوغ و شکلات این دل سوخته ام خنک شود...چه خیالی...چه خیالی!!!
می دانم از پس ناچاری است..خوب میدانم آخر ترم کار من زاری است !!!
یک:
بهتره اینجا..کسی به دیگری توهین نکنه
و همه حد و حساب خودشون رو رعایت کنن
حتی شما دوست عزیز....
دو: مطمئن باش توی دنیای واقعی آنقدر طلب کننده دارم که توی دنیای مجازی
دنبال طلب شدن نباشم لطف کن توی اظهار نظر و قضاوت کردنهات تیز روی نکن
سه: اگه میدونی حضور یه دختر دم بخت توی وبلاگت و اظهار نظرهاش و مزاح کردنهاش
واسه قندیل های کوچولوی ذهنت سوتفاهم ایجاد میکنه یا شئونات اسلامی اخلاقیتو زیر سوال
میبره..مردونه بگو که توی عالم وبلاگ نویسی روی رفاقتت حساب باز نکنم

mahsa_2007_k@yahoo.co.uk
آخرين مطالب
برسد به دست الهام !! : دی
باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش ...
جان فدای تو به رسم جان نثاران میکنم !!
کاش ما هم همچون مردان کت و شلوار داشتیم ...
شبم شبای بندر ...دلم دله جنوبی !!!
خوش تیپ ...
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد ...
من مست و تو دیوانه ... ما را که برد " خانه " ؟؟؟
میشه کنج حرمت گوشه ی قلب من باشه ؟؟؟
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور ...
آرشيو
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
پيوند ها
میم ..مث مهسا
داداش امید
فاطی
بهار
داداش آدمین " هم ولایتی "
سجاد " هم ولایتی "
صبا
فریبا
سجاد " هم ولایتی "
روانی
اطلسی
ثمین
زابیل " هم ولایتی "
عمو حمید رضا
دیلماج
حمید رضا
نوشا " هم ولایتی "
آست
آرش
عباس
سحر " هم ولایتی "
سپید
سارا
مرضیه
آیناز " هم ولایتی "
گلابتون
مانی
رها
مینو " هم ولایتی "
مهتاب
اسمایلی
وهوومن
ندا " هم ولایتی "
پسرک
پيوندهاي روزانه
مجله ی روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
انجمن ایرانی روانشناسی
انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران