کاملا درست حدس زدید ..من دارم PRISON BREAK ..می بینم ....باور کنید فقط یه بار بهش گفتم ..که اونم بحث از همین پستی بود که در مورد لاست اینجا نوشته بودم و گفتم که دوستام پیشنهاد دادن .." فرار از زندان " رو ببینم ...دیدم اونم زود برام جورش کرده که ببینمش ..اینجوریه دیگه ..داره لوسم می کنه ..یه عمر لوس نبودم .. حتی وقت بچگی هام ..اما حالا که بزرگ شدم دارم لوس میشم ..همش هم تقصیر اونه !!!![]()
یعنی من از همون روز اولی که این سریال رو دیدم ..همش با خودم می گفتم ..من این مایکل رو یه جایی دیدم ...نه اینکه من مرتب سفرهای خارج از کشور دارم و یه پام توی ایرانه ..یکی دیگه توی اروپا ..حالا همش فکر میکردم غیر از این سریال یه جای دیگه هم دیدمش .
..اما جدا کلی ذهنم درگیر بود ..منم که خدا اون روز نیاره یه چیز اینجوری توی ذهنم پیش بیاد ..دیگه تا حلش نکنم مگه دست بردارم ؟؟ ...تا امروز عصر ..داشتم این سریال رو می دیدم .یکی از اون جاهایی که مایکل مغز متفکر خودش رو به کار میندازه و چشمهاش رو تنگ میکنه ....که یهو فهمیدم ..وای این مایکل که مهرداد خودمونه ![]()
شبیه داداشمه ..فقط مهرداد یه کوچولو ازش تپل تره ..اما یه عکسی داره که دقیقا به روزهای جنگ بر میگرده ...روزهای بچگیش ...اگه اون عکس رو ببینید با چهره ی مایکل ..مث یه سیب می مونه که از وسط دو نصفش کردی ...اتفاقا عکس خیلی خاطره سازیه ..چون وقتی با ..بابام رفته بود عکاسی که عکس هاشو تحویل بگیره ..اونجا رو موشک میزنند و این طفلکی تا مدتها فکر میکرد شهید شده ![]()
![]()
اون لحظه که اینو کشف کردم ...اولش یهو از روی صندلی بلند شدم ..بعد کلی خندیدم ...بعد هم به حال خودم تاسف که بعد از اینکه چند قسمت از این سریال رو دیدم تازه فهمیدم شبیه داداشمه ..
.بعد هم بدو بدو رفتم به اون گفتم ...با نهایت هیجان بهش میگم ..اگه گفتی مایکل شبیه کیه ؟؟ ..نمیدونم چرا انتظار داشتم زود بگه مهرداد ...میگه ..شبیه خواستگارته ؟؟![]()
سریال جذاب و قشنگیه ..واقعا ارزش دیدن رو داشت ..اما راستش من به اندازه ی لاست دوستش ندارم ..یعنی میدونید ..لاست از همون اول برای آدم هیجان ایجاد میکنه و معتاد میشه ..اما این حس با دیدن فرار از زندان خیلی دیر توی وجودم پیدا شد ...بعد هم لاست تمام جنبه های یه زندگی ..تصمیمات و ابعاد روانشناختی یه آدم رو نشون می داد ..اما فرار از زندان یه سریال اکشنه که همش به پلیس و جرم و جنایت ختم میشه و بقیه ی ابعاد خیلی خلاصه مطرح کرده ...و به اندازه ی لاست حس کنجکاوی آدم رو تقویت نمیکنه ... اما خب ..سریال خوب و هیجان انگیزیه ..کلا سریال های خارجی قابل پیش بینی نیستن ...فرار از زندان هم اینجوریه ...درست در اوج اون لحظه هایی که سخت و خشن هستن..صحنه های جذاب و خنده داری هم می بینی ..مث این یارو که روانیه ..اسمش چی بود ؟؟ ..هیوایر ؟؟ ..یه همچین چیزیه ...کلا من از قیافه ی این بشر خوشم میاد ...خنده دار و با مزه است ..وقتی می بینمش کلی می خندم ...مث اونجا که رفته بود خامه و بستنی می خورد و با شیر کاکائو سرش رو شست ...طفلک اون دختر و پسره !!!![]()
هر چند تموم اینایی که گفتم ..نتیجه ی چند دی وی دی اولی بوده که دیدم ...شاید توی قسمت های بعدی نظرم عوض بشه ..و مث لاست عاشقش بشم !!!
به هر حال ..سریالی رو که دارم این روزها می بینم ...پیشنهاد شما بوده ...مرسی برای پیشنهادتون ..واقعا ارزش دیدن رو داره ...فقط یادتون باشه ..مایکل اسکوفیلد داداش منه !!!![]()
پ .ن 1 : میگن این سریال رو قراره ..توی شبکه سوم هم پخش کنن ...میتونم حدس بزنم چند جا از این سریال سانسور میشه ...چه جاهایی جملات رو تغییر میدن ...اون موقع " فرار از زندان " ..فرار از زندان نمیشه دیگه ....میشه ؟؟؟![]()
پ .ن 2: نمیدونم چی شدم ...دلم برای همه تنگ شده ...و به طرز عجیبی برای مایکل اسکوفیلد ..برای همین داداش کوچیکه ..که خیلی دوستش دارم ....دلم تنگه براش ![]()
پ .ن 3: نمیدونی چه حالی میده ...وقتی در اوج خستگی ...وقتی که چشمامو از روی صفحات کتاب بر میدارم و می بندم ..تا کمی به خودم استراحت بدم ...تماس میگیری و چنان میگی ...خسته نباشی ...و سر به سرم میزاری ..که انگار کل خستگی هام بخار میشه !!!
پ .ن ۴ : دلم خیلی براتون تنگ شده ...اعتراف میکنم چند روزی هست که سراغ هیچ وبلاگی نیومدم ...کامنتدونی پست قبل رو تعطیل کردم ..چون دلم نمی خواست شرمنده ی کسی بشم ...اگه فرصت بشه ..بزودی سراغتون میام !!!![]()