تبليغاتX
دل نوشته های یک دختر دم بخت
دل نوشته های یک دختر دم بخت
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ورنه پروانه ندارد ز سخن پروایی
 
از روزهای مهسا ...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیستم خرداد 1388 توسط مهسا |

 گریه کردم ...گفتم نه !!!

بهم خندیدن ..نه بخاطر جوابم که نه بود ..بخاطر اون وضع گریه کردنم ...چیزی ندیدم فقط

شنیدم مهرداد با خنده گفت ..روانشناس آینده رو !!!

 بابا هم چند بار تاکید کرد ..مهسا تو قرار نیست مجرد بمونی !!!

 همه سرزنشم کردن ...دوست ندارم فکر کنم دل خانواده اش رو شکستم !!!

روحیه ی خوبی ندارم ...میدونم تجربه ی اطرافیانم از من خیلی بیشتره ...میدونم ممکنه اینجور موقعیت ها دیگه هیچ وقت تکرار نشه ..میدونم ممکنه یه روزی حسرت همه ی این روزا رو بخورم ...همه ی اینا رو میدونم اما انگار دوست ندارم باور کنم !!!

 روحیه ی خوبی ندارم ...تمام تنم می لرزه ..چقدر من با ازدواج مشکل دارم ..چقدر با این روزای دم بختی گره خوردم ...چقدر از این حالت دخترونه خسته شدم ....چقدر از خواستگار و حرف عقد و عروسی بدم میاد !!! ...دوست ندارم اینو بگم اما کاش پسر بودم !!!

روحیه ی خوبی ندارم ...اینو هیشکی نمی دونه ..هیچ وقت دلم نخواست غم و غصه هامو توی چهره ام کسی بخونه ...همه منو یه مهسای خنده رو و شوخ طبع میشناسن ...مسخره است اما خودمم از این وضع خودم بدم میاد !!!

 روحیه ی خوبی ندارم ...زود به زود دلم می گیره ..اما عجیب حال میکنم با خودم وقتی تا این اندازه تلاش میکنم  رنگ و لعاب این روزهامو یه جوری پاک کنم ...انگار خستگی یه بار بزرگ رو روی دوشم حس میکنم !!!

 روحیه ی خوبی ندارم ...هرکاری میکنم اون ذوق های خانواده اش یادم نمیره ...حتی لبخند عمیق خودش محبت خواهر هاش ...و شیرین زبونی های خواهر زاده اش وقتی منو دید به مامانش گفت ...مامان این عروس خانومه ؟؟؟

 روحیه ی خوبی ندارم ...به قسمت اعتقاد دارم ..مخصوصا بعد از ازدواج مینا ...شاید واقعا قسمت هم نبودیم شدم یه هدف که انگار دائم مورد تهاجم این و اون قرار می گیره ... یکی سرزنشم میکنه ..یکی میگه مهسا آخرش یه روزی میرسه بشی عروس خانوم ..حتی عمه هم زیرکانه میگه ..تا آخر امسال خودم عروست میکنم ...یکی دیگه هم دائم از خاطرات عقد و ازدواجش برام میگه ..هی دلش میخواد شیرینی اون روزهاشو به زود به خورد من بده ...این حضرت حافظ هم که دیگه شده آخر قصه ی ما ...تفال میزنم میگه

مقیم حلقه ی ذکر است دل بدان امید ..........که حلقه ای زسر زلف یار بگشاید

تو را که حسن خداده است و حجله ی بخت ......... چه حاجت است که مشاطه ات بیاراید

چمن خوش است و هوا دلکش و می بیغش ..........کنون بجز دل خوش هیچ در نمی آید

جمیله ایست عروس جهان ولی هشدار .....که این مخدره در عقد کس نمی آید

بلا بگفتمش که ای ماهرخ چه باشد اگر ...........به یک شکر زتو دلخسته ای بیاساید

بخنده گفت حافظ که خدای را مپسند .......که بوسه ی تو رخ ماه را بیالاید

 روحیه ی خوبی ندارم ...خدا میدونه چقدر توی این مدت گریه کردم ...فکر کنم خدا هم از اینکه  دختر بودن منو تائید کرده کلی پشیمون شده !!!

 روحیه ی خوبی ندارم ..اما دارم سعی میکنم زود خودمو جمع و جور کنم ...امتحانم دارم با این حال و روزم شاهکار نمرات مهساست این ترم !!!

 روحیه ی خوبی ندارم ...ببخشید اگه کم سراغتون میام ...شرمنده ام اگه کامنت های خصوصی پست قبل بی جواب موند ...و حتی برخی کامنت های عمومی هنوزم  تائید نشده .. کم حوصله ام این روزا ..امیدوارم درک کنید ....همچنان بخاطر همه ی توصیه های خوبتون توی پست قبلم ممنون !!!

 مهسا نوشت : این خیلی بده مهسا ...خیلی بده ..که انقدر به روحیه ی شاد . خنده های خودت عادت کردی که وقتی دلت می گیره خودت هم برای خودت غریبه میشی !!!

 پ .ن 1 : به خودم چند روزی فرصت دادم ...که بشم همون مهسای دم بخت که با شوخ طبعی هاش و خنده هاش ..مایه ی انرژی خیلی از اطرافیانش بوده !!!

 پ .ن 2 : فقط میخوام مکث کنم همین !!

 پ .ن 3 : کاش دلش رو نشکسته باشم !!!

 پ .ن 4 : خودمونیم ...مهرداد همچین بدم نمی گفتااااا ....روانشناس آینده رو !!!

پ .ن ۵ : یعنی من بعد از این حریان خواستگاری آمار همتون اومده دستم ...فکر کنم برای ازدواجم اگه یه روزی عروس بشم ..کل جماعت بلاگفا شب عروسیم از نزدیک همدیگه رو ببینن ...من که دعوت میکنم اما ببینم شما هم اینجوری رو حرفتون می مونید که میاید و بزن و بکوب هم به پا می کنید ؟

درباره وبلاگ

اهل درسم... روزگارم بد نیست! جیب خالی دارم...خرده پولی... سر سوزن عقلی
دوستانی دارم بهتر از عزرائیل! درسهایی بدتر از تلخی زهر !!!
و کلاسی که در این دانشگاه است.جنب دستشویی ها...جنب آن سلف خراب..من یک دانشجویم...چشمهایم کم سو.. کله ام بی مو..درس کفاره ی من!
من جنون را هر دم در میان جزوه هایم می بینم...
در کتابم جریان دارد چرت..جریان دارد پرت..همه ی فکر و خیالم متزلزل شده است
جزوه هایم را وقتی می خوانم که امتحانش فرداست!!!
برگه ی تقلب را من با غفلت مراقب عزیز می خوانم پی خونسردی خود!!!
اهل درسم پیشه ام بیکاریست..گاه گاهی در می روم از توی کلاس تا سلف...تا که با خوردن دوغ و شکلات این دل سوخته ام خنک شود...چه خیالی...چه خیالی!!!
می دانم از پس ناچاری است..خوب میدانم آخر ترم کار من زاری است !!!
یک:
بهتره اینجا..کسی به دیگری توهین نکنه
و همه حد و حساب خودشون رو رعایت کنن
حتی شما دوست عزیز....
دو: مطمئن باش توی دنیای واقعی آنقدر طلب کننده دارم که توی دنیای مجازی
دنبال طلب شدن نباشم لطف کن توی اظهار نظر و قضاوت کردنهات تیز روی نکن
سه: اگه میدونی حضور یه دختر دم بخت توی وبلاگت و اظهار نظرهاش و مزاح کردنهاش
واسه قندیل های کوچولوی ذهنت سوتفاهم ایجاد میکنه یا شئونات اسلامی اخلاقیتو زیر سوال
میبره..مردونه بگو که توی عالم وبلاگ نویسی روی رفاقتت حساب باز نکنم

mahsa_2007_k@yahoo.co.uk
آخرين مطالب
من مست و تو دیوانه ... ما را که برد " خانه " ؟؟؟
میشه کنج حرمت گوشه ی قلب من باشه ؟؟؟
تا نیست غیبتی نبود لذت حضور ...
هوای منزل یار آب زندگانی ماست !!!
هیس ..مایکل اسکوفیلد داداش منه !!!
یا تو ... یا ..هیچ کس دیگه !!!
" خونه مون " ..خشت گلی ..سقفش چوب ...اما ... " چند دلی "
دلت را " خانه ی " ما کن ..مصفا کردنش با من !!
امشب پر و بال داریم ....شور داریم ..حال داریم ..امشب توی این سینه دلی خوشا بر احوال داریم !!!
چی بود ..چی بود ؟؟ ..شیشه شکست !!!
آرشيو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
پيوند ها
میم ..مث مهسا
داداش امید
فاطی
بهار
داداش آدمین " هم ولایتی "
سجاد " هم ولایتی "
صبا
فریبا
سجاد " هم ولایتی "
روانی
اطلسی
ثمین
زابیل " هم ولایتی "
عمو حمید رضا
دیلماج
حمید رضا
نوشا " هم ولایتی "
آست
آرش
عباس
سحر " هم ولایتی "
سپید
سارا
مرضیه
آیناز " هم ولایتی "
گلابتون
مانی
رها
مینو " هم ولایتی "
مهتاب
اسمایلی
وهوومن
ندا " هم ولایتی "
پسرک
پيوندهاي روزانه
مجله ی روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
انجمن ایرانی روانشناسی
انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران